بشنو از نی...

متن مرتبط با «تا صبح» در سایت بشنو از نی... نوشته شده است

آفتاب تابستان در شب برفی...

  • نیلوبلاگ

    بالاجبار پشت به باد و رو به دیوار ایستاده بودم، باد که به صورت میخورد، سوز چشمها را کور میکرد، پشت به باد هم که می ایستادی، سرما استخوانهایم را میسوزاند. لعنت به این سرما، لعنت به این شب... اما حتی سر...

    ادامه مطلب
  • دو دو تا!

  • نیلوبلاگ

    بعضی چیزا اونقدر ساده ان که آدم نمیفهمه! نکته اول! بابا جان من! وقتی برای چیزی الان دیر شده و میبینی نمیرسی، یه ساعت دیگه بیشتر دیر شده! اینقدر دس دس نکن! نکته دوم! آخه خیلی ساده اس! به چه زبونی بگم بفهمی؟ وقتی یه خواسته بزرگ داری، باید از یه سری خواسته های کوچیک بگذری... بچه ای که از باباش دوچرخه م...

    ادامه مطلب
  • تابستون+آگهی تبلیغاتی!

  • نیلوبلاگ

    بابا جان! خیلی صریح و روشن بگم! من آدم هاتی هستم! نه تنها در زمینه سکس، بلکه کلن آدم هاتی هستم! اصلا دکتر که میرم، همیشه جزو علائمی که میگه اینه که 1.5 درجه تب داری! باور کنید که تابستون گرم برای من ساخته نشده! باور کنید که نژاد من ترکیبی از ترک و روسه و تمام اجداد من دمایی بالای 30 درجه ندیده بودن...

    ادامه مطلب
  • نوع نوین (باستانی) زندگی

  • نیلوبلاگ

    حس عجیبیه که یه درس غوووول رو تو دو هفته بخونی... حس عجیبیه که به صورت میانگین روزی 10 ساعت درس بخونی و 1-2 ساعت هم حول و حوش درس بچرخی حس عجیبیه الان که بعد از 14 ساعت مطالعه باهاتون صحبت میکنم! :)) امیدوارم بتونم رکورد قدیمی خودمو بشکنم فردا... 15 ساعت... واقعن سنگینه... البته از نظر کیفیت میتونم ...

    ادامه مطلب
  • پیچ و تاب های زندگی پر پیج و خم کنونی که نمیدانم تا کجا و به چه نحوی ادامه خواهد یافت

  • نیلوبلاگ

    زمان... در من... خواهد مرد ... و ...من بر زمان... خواهم خفت......

    ادامه مطلب
  • سلامت میکنم ای صبح دیگر...

  • نیلوبلاگ

    دوباره صبح، دوباره روز، و البته خورشیدی که هنوز همون پایین ها مونده و قصد بالا اومدن نداره، ساعت گوشی، بر حسب عادتش زنگ میزنه، بر حسب عادت خاموشش میکنم... برحسب عادت هم اونقدر میزنه و خاموشش میکنم که دیگه کم میارم و بیدار میشم... صبحی دیگر، مثل همیشه یونی فرم نا فرم رو میپوشم، لیوان شیر رو هنو نصفه سر نکشیدم که گوشیم زنگ میزنه، زنگ تماس! به دو خودم رو به اون سر اتاق میرسونم و زود جواب میدم تا تمام ساختمون رو بیدار نکرده، فرشید میپرسه که آیا امروز هم پادگان میام یا نه! میگم از کی تا حالا دل بخواه شده و با خنده میگم دو دقیقه دیگه اونجام... بر میگردم و بقیه شیر...

    ادامه مطلب
  • تا صبح...

  • نیلوبلاگ

    قطره... قطره... قطره ای دیگر... زل میزنم به پنجره ماشین، قطره هایی که میچکن... قطره هایی باقیمونده از بارون چند دقیقه قبل... بارون تند، شدید، و طولانی... سه روز بود که بارون میومد، تازه قطع شده بود... چیزی عجیب برای تهران... سوار ماشین، مدرس جنوب... از ترافیک لعنتی که میگذرم، میرسم به هفت تیر، دور میزنم... بر میگردم توی خیابونی که میره پشت قائم مقام... بین قائم مقام و مدرس... یکی از کوچه ها... یکی از خونه ها... یه خونه سه طبقه، با بالکن... منتظرش میشینم... نمیاد... پیاده میشم و زنگ در رو میزنم... بلاخره میاد تو بالکن... میگه الان میام... چند دقیقه بعد... در حالیکه از سرما میلرزم ...

    ادامه مطلب
  • ثبت در تاریخ...

  • نیلوبلاگ

    صرفا جهت ثبت در تاریخ عنوان میکنم... در تاریخ و لحظه نوشته شدن این متن، من، دارای تراز مالی 400 تومان (13 سنت)، حقوق تقریبی 100000 تومان (28 دلار)(حقوق بعدی انتهای شهریور ماه)، موجودی اعتبار تلفن 2000 تومان (56 سنت)، 8 گیگا بایت حجم اینترنت (هر گیگ تقریبا یک دلار)، و دارای 350000 تومان بدهکاری (تقریبا 100دلار) میباشم. همچنین، هارد لپ تاپ دارای حدود 100 گیگا بایت جای خالی میباشد. حال در مورد هزینه کرد ها، اگر مسیر تا پادگان و بالعکس را پیاده نروم، روزی 2000 تومان هزینه کرایه تاکسی یا 1500 تومان کرایه اتوبوس خواهد شد، هزینه ارزانترین ساندویچ بوفه سربازها، 1500 تومان بدون سس و 1750 ت...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سلامت میکنم ایران | سلامت میکنم ایران فرشته | سلامت میکنم ای دوست | سلامت میکنم ایران جوابم رابده | سلامت میکنم ایران فرشته mp3 | سلامت میکنم ای | دانلود سلامت میکنم ایران فرشته | دانلود آهنگ سلامت میکنم ایران فرشته | دانلود اهنگ سلامت میکنم ایران | تا صبح شب یلدا سایه