سلام!
حماقت واقعا شاخ و دم نداره ها!
با وجود اینکه میدونم توی این شلوغی اوضاع و بهم ریختگی همه چی... مسلما وقت سر خاروندن هم نخواهم داشت... با وجود اینکه برای سال دیگه مدرسه 6 زنگ پر کلاس دارم، حداقل تا زمانی که امیرحسین بیاد، و با وجود اینکه فعلن مسئولیت گروه شیمی مدرسه هم دستمه، باز حداقل تا همون زمان...و با وجود اینکه فاز مطالعات پایان نامه ارشد رو باید کار کنم و بسیار بسیار کار طولانی ای در پیش است چون کاری که قراره بکنم واقعا سنگین و جدید و خلاصه پدر در بیاره... نمیدونم چی شد خر شدم مسئولیت پایه قبول کردم! یعنی قراره مشاور پایه بشم و به امور پایه رسیدگی کنم و این یعنی خودش کلی کار... کلللللیییی کار!
شک ندارم امیرحسین بیاد مفصل فحشم میده... میگی نه ببین!
برچسب:
نویسنده: آوا سلطانی