خرید بک لینک
دوباره صبح، دوباره روز، و البته خورشیدی که هنوز همون پایین ها مونده و قصد بالا اومدن نداره، ساعت گوشی، بر حسب عادتش زنگ میزنه، بر حسب عادت خاموشش میکنم... برحسب عادت هم اونقدر میزنه و خاموشش میکنم که دیگه کم میارم و بیدار میشم...

صبحی دیگر، مثل همیشه یونی فرم نا فرم رو میپوشم، لیوان شیر رو هنو نصفه سر نکشیدم که گوشیم زنگ میزنه، زنگ تماس! به دو خودم رو به اون سر اتاق میرسونم و زود جواب میدم تا تمام ساختمون رو بیدار نکرده، فرشید میپرسه که آیا امروز هم پادگان میام یا نه! میگم از کی تا حالا دل بخواه شده و با خنده میگم دو دقیقه دیگه اونجام... بر میگردم و بقیه شیر رو سر میکشم و بیسکوییتی که قرار بوده باهاش بخورم رو میچپونم توی یکی از هزاران جیب لباس...پوتین به پا و به دو بیرون از خونه...وای که چقدر سرده! خورشید هم از انتهای کوچه آرام آرام بالا میاد...هنوز کامل سر از افق نزده...تا سر کوچه میدوم...سلام و علیکی با فرشید و حرکت میکنیم...

برای دوستانمون سر بن بست سه کیلومتری پادگان توقف نمیکنه، میگه حال ندارم! میریم توی پادگان و خلاصه هیچ...

روز دیگه ای شروع میشه با خروج از پادگان...صبح بخیر زندگی...بدو میرم به سمت خونه، هر چه زودتر برسم بهتره، خونه که میرسم، کلی کار دارم... ساعت چهار باید برم موسسه زبان، شاید تبدیل بشم به مدرس زبان ترم بعدشون! خدا رو چه دیدی! دوست دارم یه سر به کوه بزنم، به سینا زنگ میزنم اما خب جواب نمیده، بیخیال میشم، بر میگردم و کامپیوتر رو روشن میکنم و به لیست بلند بالای کارهای عقب افتاده لبخند چندش آوری میزنم... کی قراره این لیست شروع کنه به کوتاه شدن؟ مرورش میکنم... باید به 95 تا دانشگاه ایمیل بزنم، به 323 تا استاد خارجی و 12 تا استاد ایرانی هم همینطور... باید با دانشگاه هماهنگ کنم برای گرفتن ریز نمرات اما احتمالا کارم به هزار جای دیگه بکشه بابت این برگه کوفتی... برای زبان انگلیسی باید کلی کار کنم که خب نکردم، 18 تا مقاله نخونده رو زمینه... چهار تا کتاب روی میز باز مونده (بستمشون، کاغذ لاشونه یعنی بازه!)، لیست فیلمها و موسیقی ها رو که کلن ولش کن، خب برای تمدید گواهینامه رفتم و تموم شد... ویندوز رو دو هفته اس عوض کردم و هنوز هیچ کدوم از نرم افزارا رو روش نصب نکردم، ولش کن فعلن مهم نیست... خدایا....

بیخیال لیست کار ها میشم و به تلگرام یه سر میزنم و چند تا وبلاگی که دوست دارم میخونم و هوس املت میکنم و یه املت تند فلفلی میخورم و چای نبات و نون و پنیر... اینم از صبونه...

خوب حالا اینم نوشتم، برم سراغ کوه کارهای عقب افتاده... جه روز خوبی بوده امروز...

برچسب: سلامت میکنم ایران,سلامت میکنم ایران فرشته,سلامت میکنم ای دوست,سلامت میکنم ایران جوابم رابده,سلامت میکنم ایران فرشته mp3,سلامت میکنم ای,دانلود سلامت میکنم ایران فرشته,دانلود آهنگ سلامت میکنم ایران فرشته,دانلود اهنگ سلامت میکنم ایران, نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 15:40

صفحه بندی