خرید بک لینک
چای، خیلی متنوع است... میتواند چای ایرانی باشد یا چای خارجی، میتواند چای تازه دم باشد یا چای مانده یا حتی چای جوشیده...طعم زندگانی ما هم با چای عجیب عجین شده...

صبح، ساعت پنج و خورده ای بیدار میشم، حدود شش و رب هم از خونه بیرون میرم، این وسط، معمولا مامان بیدار میشه و یه چایی میزاره، چایی دم نکشیده و با آب نجوشیده، با آب سرد مخلوط میکنم و نصفه و نیمه سر میکشم و میرم بیرون...

یک ساعت و نیم که از کلاس گذشت، میرم با لیوان از دستگاه کمی آب جوش میگیرم، با یه لیپتون، منتهای صبحونه رو هم هم میارم و تمام...

ظهر که گذشت، اگر حوصله کنم و وقتش باشه، میرم کتابخونه و کتابی دست میگیرم و لیپتون رو میندازم توی فلاکس و چای پشت چای ازش میگیرم، اونقدر که دیگه زبون باز میکنه و میگه داداش، یه لیپتون دیگه برات بخرم دست از سرم بر میداری؟

شب که خونه میرسم، چای رو بابا بلافاصله بعد از غذا میخوره و من این رفتارشو دوست ندارم، من نیم ساعت چهل دقیقه بعد، چای رو میزارم گرم میشه، اما یادم میره و میمونه و میجوشه، میریزم، میارم، اما یادم میره بخورم و سرد میشه، میبرم میریزم تو قوری و دوباره میزارم گرم بشه، دوباره یادم میره و میجوشه، و فرآیند ادامه داره، تا جاییکه بلاخره قبل از خواب، چای دلچسب شبانه رو هرجور شده سر میکشم و میخوابم.

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:37

صفحه بندی