خرید بک لینک
از موندن و وایسادن متنفرم...

روزی میرم... میرم اونقدر که پا توان رفتن داره

میرم به دور ترین نقطه ها

میرم به جاهایی که هیچ کس نمیره

میرم تا کسی رو پیدا کنم، که باهام بیاد

بعد باز هم میریم...

ادامه میدیم

یه نقطه ای، از رفتن خسته میشیم

یه نقطه ای

روی کوه،

بالای یه صخره

رو به اقیانوس

پشت به جنگل

بعد همونجا

یه دکه میزنیم

توی یه مزرعه

برای آدما املت میپزیم

و قهوه تازه بهشون میدیم

و از زندگی لذت میبریم.

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59

صفحه بندی