خرید بک لینک
قورمه سبزی درجه یک و خوش رنگ و لعاب، از صبح روی گاز جوش خورده، گوشت تازه گوسفندی، گوشتش را بابا از سرچشمه خریده، از همان تنها قصابی که گوشت هایش را میپسندد، سبزی هایی که از باقچه خانه چیده شده اند و در روغن محلی سرخ شده اند، زعفرانی که چند وقت پیش از سفر خراسان خریدیم، از صبح توی دیگ مسی روی حرارت خودش را ساخته و پرداخته و مفصل خوشمزه شده و حالا بویش تمام خانه را مسخ کرده گویا... برنج هم هست، برنج دودی اعلای فریدونکنار... از اینها نیست که بوی دودش از لاستیک سوخته می آید، بوی دودش را چوب های جنگلی تهیه دیده اند... بودی دودی که حالا با بوی کره محلی ای که از آذربایجان آورده ایم مخلوط شده و اجازه نمیدهد متوجه شوی ته دیگ برنج هم سیب زمینی است... ته دیگ سیب زمینی، برنج دودی، کره محلی، قرمه سبزی....

من نشسته ام توی اتاق خودم، سخت درگیر زبان خواندن و مطالعه، آنهم چی، همه چیز ریخته بهم، در واقع داشتم اتاق را و وسایلم را مرتب میکردم که ناگهان دیدم باید زبان بخوانم و نشستم به مطالعه، کتابی ورق میزنم، کتابی هم جا به جا میکنم، شاید هر دو به موقع تمام شود...

میترسم، میترسم که کار داشته باشم و وسط وسایل و زبان و سایر چیزها گیر کنم، گیر کنم و تا برسم، همه را خورده باشند، میترسم تا برسم، غذا سرد شده باشد، یا اصلا برسم ولی خسته باشم و گشنه نباشم دیگر... میترسم...

برچسب: قورمه سبزی,قورمه سبزی خوشمزه,قورمه سبزی مجلسی,قورمه سبزی طرز تهیه,قورمه سبزی با مرغ,قورمه سبزی جا افتاده,قورمه سبزی نذری,قورمه سبزی تبریزی,قورمه سبزی بدون گوشت,قورمه سبزی با لوبیا چیتی, نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:51

صفحه بندی